تربیت-اخلاقی-بخش-دوم
در قسمت قبل به دو اصل اساسی الگو بودن و توجه به کودک اشاره کردیم و سپس دو مورد از راههای آموزش مهارت تصمیمگیری اخلاقی را بیان کردیم. در این قسمت با دو مورد دیگر از شیوههای آموزش تصمیمگیری اخلاقی آشنا میشویم.
1. شیوه سوم : آموزش مهارت تصمیم گیری اخلاقی کمک به کودک برای درک چرایی خوب یا بد بودن اخلاقیات است. در باید و نبایدهایتان در عین حفظ اقتدار و استحکام حرفتان متوجه این نکته باشید که اطاعت فرزند در برابر اقتدار شما یا شرطی شدنش نسبت به تشویق و تنبیه اخلاقیات را برای او درونی نمیکند. پس حوصله به خرج داده و با کودکتان حرف بزنید.
بنا به گفته الفی کهن، تنبیه و تشویق باعث میشود کودک بر منافع شخصی خود متمرکز شود که با هدف رشداخلاقی در تضاد است. از نظر او، حتی در طی مکالمات و استدلالات خود با کودک دلایل ما باید همراستا با اهداف تربیتی ما باشد. بعضی والدین از توضیح بهجای تهدید استفاده میکنند، ولکن دلیلی که ارائه میدهند باعث برانگیختن همان انگیزههای خودخواهانه میشود. «اگر با همکلاسیهایت بد رفتار کنی، هیچکس دیگر با تو دوست نمیشود». «اگر کسی را اذیت کنی، روزی در جایی کس دیگری تو را اذیت خواهد کرد». «اگر به دیگران کمک کنی، کسی و یا خدا در جایی به تو کمک خواهد کرد» این تکنیک، هرگز نگرانی واقعی را در رابطه با دیگران بهوجود نمیآورد
بههمین دلیل است که والدین نه تنها باید با کودکان به گفتگو بنشینند و دلایل خود را ذکر کنند، بلکه باید دلایلی ارائه کنند که به کودک کمک میکند افرادی اخلاقی شوند و نه افرادی که دائماً سوال میکنند: «این کار چه نفعی برای من دارد
با طرح صبورانه دلایل، ما به دو چیز در آن واحد دست مییابیم. نخست آنکه، ما به کودک اجازه میدهیم بداند چه چیزی برای ما مهم است و چرا. دوم آنکه، ما به آنها کمک میکنیم تا ذهنشان با سوالات اخلاقی دست و پنجه نرم کند. استفاده از دلیل و برهان باعث ارتقای تفکر مستقلانه میشود و روشن میسازد که در عین حال که ما میخواهیم بر روی کودکان تأثیر بگذاریم، میخواهیم آنها خود مستقلانه نیز بیندیشند.
2. شیوه چهارم: متوجه شدیم که گفتن، بهتر از داد و فریاد است و توضیح دادن بهتر از گفتن است. اکنون اجازه دهید بگوییم: بحث و تبادلنظر بهتر از توضیح دادن تنها است. هر چقدر هم درباره اهمیت ارزشها با فصاحت تمام داد سخن دهیم، کودکان به این ارزشها متعهد نمیشوند. کودکان در صورتی که آنچه ما به آنها میگوییم را با نحوه تفکر خود درباره دنیا تطبیق ندهند، دلیلی ندارد آنچه را صحیح است انجام دهند. اگر ما بخواهیم که آنها بهعنوان افرادی اخلاقی رشد کنند، لازم است که به آنها فرصتهایی برای ساختن مفاهیمی چون عدالت و شجاعت در ذهنشان بدهیم. آنها باید قادر باشند این مفاهیم را در سایه تجربیات و سوالات شخصی خود دوباره در ذهنشان ایجاد کنند (با کمک ما) و بفهمند یک شخص چگونه باید باشد.. نکته مهم آن است که به کودک کمک کنیم حتی زمانی که با او موافق نیستیم با ذکر دلایل از نظرات خویش دفاع کند. میخواهیم او بفهمد که مجبور نیست برای آنکه جدی گرفته شود، بهخوبی شما دلیل و برهان بیاورد.
منبع کتاب پرورش هوش اخلاقی- الفی کهن. به نقل از سایت دکتر سنایی
نظر خود را بنویسید